عبدالکریم حق شناس
روزگاری مریدی بودم پای کلامش !
مدام حرف او در گوشم طنین می انداخت ،آنجا که فرمود:
شبی میخواستند مرا از این دنیا ببرند ،حضرت زهرا (س) کنارم ایستاده بوده ،از ایشان اجازه گرفتم و عرض کردم خانم جان میخواهم بمانم و به این جوانان خدمت کنم!
و او رفت و خدمتش را نیز تمام و کمال کرد! اما من چه شدم؟!
حضرت حق شناس ! ای پیر عارفی که شوق در کلامت موج می زد و بی شک آنگاه شناخته خواهی شد و عاشقانت بر مزارت سماع خواهند کرد که قرن ها گذشته باشد!
آرامشی ابدی که بدان رسیده بودی پیش از این اما اکنون بیشتر و بیشتر بدان دست یافتی مبارکت!
و این دوبیت شعر همیشگیت برای هر کسی که بخاطر محبتت به بهشت عاشقان راه خواهد یافت!
گر تو را درخانه معشوق مهمانت کنند
گول نعمت را نخور مشغول صاحبخانه باش
---
خواهم بروم عالم جان را دیده
ترسم بروم عالم جان نادیده
در اینجا راجع به چند تن از آنانی که زمینی نیستند ولی برای بنده و شما به اینجا نازل شده اند نوشته ام.


