دو دلیل برای یک دستنوشته
اما به دومناسبت این نوشته در اینجا آمده است:
۱-روزخانواده ، شاید در اسمش یا حتی در مقداری که برای آن ارزش قائل می شویم چندان قابل توجه برای ما، رسانه های ما و حتی مبلغین مان نباشد اما به هیچ وجه نمیتوان از آن ارزشی که در درون خود دارد، غافل شد.

چه اینکه هر کسی از دل خانواده ای می روید ، و رنگ آن خانواده به خود میگیرد و از گلستان تربیتی که بیرون میآید عطرش را در جامعه می پروراند.و این گلستان هر چه باغبانی دلسوز تر و شاید با دستانی پر زخم تر داشته باشد گل هایش بیش تر عطر آرام بخش دارند.
روز خانواده را به همه کسانی که هنوز در دنیای قرن ۲۱در خانواده زندگی میکنند تبریک میگویم و نیز این را اضافه میکنم که شاید اگر محکم به آن چیزهایی که از آن به خانواده یاد میکنیم چنگ نزنیم ما نیز در آینده ای نه چندان دور زنده باشیم ولی زندگی نکنیم چراکه بی خانواده زندگی بی معناست آنسان که گل بدون گلستان صفایش چندروزه خواهد شد و عمرش کوتاه !
به مناسبت همین روز ، تبریک ام را به پدر و مادر و خانواده خوبم عرض میکنم و همچنین تبریکات ویژه ام را به همسر مهربان و نعمت بزرگ خدا بر خودم عرض میکنم.
۲- دومین دلیل نگارش مطلبم نیز مناسبت زیبای ولادت بهترین همراهم و نعمت بزرگ خدا بر من ، همسر بی نهایت ستودنی ام است که ضمن تبریک تولدش، امیدوارم سالیان سال خانواده زیبایی را که با هم ساخته ایم در بهترین خوشی ها و آرامش بخش ترین لحظات داشته باشیم .

همسر نمونه ام؛ امیدوارم روزی که این پیامم رو میخونید وبلاگم رو به نوشته ای از خودتون مزین کنید
دومین همایش مهرباران
بهرحال امسال فرصت خوبی داریم که دست پر بریم به اون همایش!
پس یاعلی
همايش دانشجويي حمايت از محرومان با عنوان «مهرباران» برگزار ميشود
همايش دانشجويي حمايت از محرومان با عنوان «مهرباران» با تقدير و نمايش آثار برگزيده طي روزهاي 13 الي 15 اسفند در دانشگاه تهران برگزار ميشود.
اين همايش از سوي سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهي و با اهدافي همچون فرهنگ سازي جهت انجام فعاليتهاي خيرخواهانه در جوامع دانشگاهي، ترويج فرهنگ فعاليتهاي جهادي در جامعه، معرفي فعاليتها و خدمات نهادهاي مسؤول در عرصه حمايت از محرومان و مستضعفان، گام برداشتن در جهت استقرار عدالت اجتماعي با پشتوانه جامعه دانشگاهي، معرفي فعاليت گروههاي فعال دانشجويي در عرصه فقر و محروميت زدايي، ايجاد بستر براي ارتباط، تعامل و انتقال تجربه هرچه بيشتر گروههاي دانشجويي فعال در عرصه حمايت از محرومان، ايجاد ارتباط منسجم بين نهادها و سازمانهاي مسؤول در عرصه فقر و محروميت زدايي با گروههاي دانشجويي حمايت کننده از محرومان و ايجاد ارتباط منسجم بين گروههاي دانشجويي حمايت کننده از محرومان برگزار ميشود.
برگزاري دومين همايش سراسري گروههاي دانشجويي حامي محرومان و جشنواره سراسري فرهنگي هنري حمايت از محرومان از برنامههاي اين همايش است.
دومين همايش سراسري گروههاي دانشجويي حامي محرومان شامل برپايي نمايشگاه «دستاوردهاي سازمان و نهادهاي دولتي و گروههاي دانشجويي»، تقدير از گروههاي دانشجويي فعال در حوزه محروميت زدايي و کمک به محرومان، تقدير از حاميان فعاليتهاي دانشجوميان در عرصه حمايت از محرومان، برگزاري ديدار گروههاي دانشجويي با مسوولان نظام، نمايش فيلمهاي مرتبط با حوزه فقر و محروميت، برگزاري کارگاههاي تخصصي «آشنايي با روشهاي رشد و ارتقاي محرومين» با زير شاخههاي فرهنگي، علمي، بهداشتي و….، ميزگرد با حضور مسئولان و مديران نهادهاي دولتي مسئول در حوزه کمک رساني به محرومان، نشست گروههاي دانشجويي به منظور ارائه فعاليتها همراه با تبادل نظر و انتقال تجربيات، راه اندازي شبکه ارتباطي بين گروههاي دانشجويي حامي محرومان، تقدير ويژه از بهترين غرفه گروهها در به نمايش گذاشتن فعاليت گروه جهت انتقال تجربيات به گروههاي ديگر و بازديد کنندگان از نمايشگاه است.
جشنواره سراسري فرهنگي، هنري حمايت از محرومان نيز در 5 بخش عکس، مقاله نويسي، خاطره نويسي، شعر و ايده هاي نو برگزار ميشود.
موضوعات جشنواره عبارتند از: فرهنگ جهادي، احسان و نيکوکاري و محروميت زدايي.
کليه دانشجويان کشور ميتوانند آثار خود را تا 22 بهمن به دبيرخانه همايش مستقر در سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهي واقع در تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان فخر رازي، خيابان شهداي ژاندارمري، پلاک 153 ارسال کنند.
گفتني است، آثار برگزيده جشنواره طي روزهاي 12 الي 16 اسفند ماه در دانشگاه تهران به نمايش گذاشته ميشود.
شايان ذکر است، به کليه آثار پذيرفته شده گواهي شرکت اهدا خواهد شد.
علاقمندان براي کسب اطلاعات بيشتر ميتوانند به سايت اينترنتي همايش به نشاني www.mehrbaran.ir، وبلاگ همايش www.mehrbaran.persianblog.com گروه اينترنتي همايش mehr_baran@yahoogroups.com مراجعه کنند.
عکس
در بخش عکس هر هنرمندي ميتواند حداکثر 10 قطعه عکس سياه و سفيد يا رنگي ارائه دهد.
اندازه عکسها حداقل 25 در 20 و حداکثر 30 در 30 سانتي متر تعيين شده است و در صورت ارائه عکس آنالوگ، نگاتيو عکس و در صورت ارائه عکس ديجيتالي، (عرض حداقل 1200 پيکسل و فرمت TIF يا JPG) لوح فشرده حاوي فايل عکس به همراه اصل اثر بايد ارسال شد.
شايان ذکر است، عکسها نبايد قاب يا پاسپارتو داشته باشد و همچنين اگر عکسها به صورت مجموعه ارائه ميشوند، ترتيب نمايش آنها مشخص گردد.
همچنين از نوشتن هرگونه اطلاعات در پشت عکسها خودداري شود و جداول مشخص شده به صورت کامل پر شده و در پشت عکسها الصاق گردد.
گفتني است، آثار پذيرفته شده عودت داده نميشود البته نگاتيو عکسهاي آنالوگ برگردانده خواهد شد و برگزار کننده حق استفاده از عکسهاي پذيرفته شده را براي خود محفوظ ميدارد.
شعر
در بخش شعر نيز تعداد اشعار ارسالي حداکثر 3 اثر ميباشد و داوري در دو بخش صورت خواهد گرفت.
همچنين محدوديتي در قالب اشعار وجود ندارد.
خاطره دانشجويي
در بخش خاطره دانشجويي نيز هيچ محدوديتي در تعداد آثار ارسالي اين بخش وجود ندارد تنها حجم مطالب اين بخش نبايد از دو صفحه A4 (با رعايت فاصله 3 سانتي متر از کنارهها، اندازه 14 و خط Mitra) تجاوز کند.
نوآوري و جذابيت پرداخت خاطره در راستاي موضوعات جشنواره در امتيازدهي اين مسابقه مورد نظر ميباشد و فايل اثر نيز در قالب لوح فشرده ارسال گردد.
ايدههاي نو
در بخش ايدههاي نو هر شرکت کننده ميتواند با مراجعه به وبلاگ همايش در بخش مسابقه شرکت نمايد و پاسخها نيز به صورت کامل در وبلاگ همايش www.mehrbaran.persianblog.com قيد شود.
مسابقه مقاله نويسي
موضوعات مسابقه مقاله نويسي نيز شامل سيره عملي و نظري حضرت رسول اکرم (ص) در مورد محرومان، نقش نهادهاي رسمي و دولتي و نهادهاي غير رسمي و مردمي در محروميت زدايي، نقش گروههاي دانشجويي و محروميت زدايي، فرهنگ جهادي، محروميت زدايي و توسعه ملي، تجارب الگوهاي محروميت زدايي در کشورهاي دنيا، راهبردهاي اثر بخش در محروميت زدايي و و ساير موضوعات مرتبط با جشنواره است.
اين مسابقه در دو بخش دانشجويي و ويژه سال پيامبر اعظم (ص) برگزار خواهد شد.
مقاله بايد در دو نسخه در کاغذهايي با ابعاد A4 (با شرايط فاصله 3 سانتي متر از کنارهها، اندازه 14 و خط Nazanin) درج شده باشد.
مقاله بايد شامل عنوان، نام نويسنده يا نويسندگان، چکيده واژگان کليدي، مقدمه، بحث و نتيجه گيري و منابع مورد استفاده باشد. فايل اثر در قالب لوح فشرده ارسال گردد.
نگاهی گذرا به سیستم اداره انجمن از ابتدا...ادامه...
آقای روحانی در همان هفته های اول از حضورشان و بخصوص در روزهایی که هنوز مستقیما با ما آشنا نشده بودند درخواست های متعددی در زمینه تهیه گزارشات از اقسام و ارقام مختلف می دادند.
گزارشاتی که گاه تا بیش از دوسه هزار صفحه می شد و جالب آنکه ایشان میگفتند همه آن را پرینت بگیرید و به بنده بدهید!!!!!!
از انواع گزارشاتی که در آن موقع باید به ایشان تحویل میدادیم به همین چند مورد بسنده می کنم:
-تمامی مطالب موجود در انجمن ها به تفکیک هر انجمن
-تمامی مطالب موجود از هر کاربر
-اسامی و میزان فعالیت افراد
-هر انجمن و افرادی که در آن مطلب داده اند
و ...
که این نوع گزارش خواستن و گزارش دادن ها تقریبا ما را تا اواخر اسفند ماه سرکار گذاشته بود!!!! بطوری که روز تا شب باید مشغول این فعالیت می شدیم!
در کنار این مسئله حضور تعداد زیادی از دوستان ایشان را که قرار بود آگاهی مقدماتی نسبت به انجمن ها پیدا کنند و در صورتی که محیط را برای خود مناسب دیدند به ادامه فعالیت بپردازند از یک طرف و کمبود دستگاه برای آن تعداد آدم که تقریبا هر روز هم حضور داشتند بسیار مشکل ساز شده بود.و اینجا بود که اولین مباحث بین ما و آقای روحانی پیش آمد،یکی از مسائلی که ایشان حتی نمیدانستند وظایف کارشناسان انجمن بود که به خاطر همین ندانستن گاهی با برخوردهای نامناسب خواستار این می شدند که دوستانشان از سیستم های موجود استفاده کنند!
نگاهی گذرا به سیستم اداره انجمن از ابتدا...ادامه...
در ادامه بیان خاطرات رسیدیم به اواخر دوران کار آقای محمدی؛
به طور کلی در اواخر دوران کاری ایشان از طرف موسسه حضور فردی به نام آقای روحانی در پست جدید دبیر سایت قطعی شده بود و از نظر چارت هم قرار شده بود تا انجمن ها بدون داشتن مدیر انجمن ها و تحت نظر آقای روحانی و چند دبیر که آن ها هم توسط ایشان به موسسه می آمدند اداره شود و نقش کارشناسان انجمن که در این زمان بنده و خانم احمدی بودیم کماکان در همان محدوده سابق و بعنوان کارشناس انجمن باقی می ماند.
در اینجا خوب است که ذکر کنم این سیاست چند اشکال بزرگ داشت که همان موقع این ها را به آقای محمدی و روحانی به تفصیل عرض کردم اما بهرحال زیر بار نرفتند و بخاطر اینکه تصمیمی بود که مقرر شده بود انجام شود نخواستند زیاد روی این مسائل فکر کنند:
اولین ایرادی که وجود داشت بحث اداره انجمن ها بود .بصورتی که اداره متمرکز انجمن ها که محیطی نوپا بود و نیاز به تمرکز ویژه ای در سیستم اداره خود داشت، به یکباره می خواست تبدیل به مدیریتی نامتمرکز و بسیار آسیب پذیر(که این مورد رو در ادامه توضیح خواهم داد)شود.خوب این مسأله آنقدر برای ما مهم بود که سعی کردیم به هر طریقی آن را برطرف کنیم ولی چون تصمیمی بود که برای برخی دوستان غیرقابل تغییر می نمود ما هم موفق به انجام کار نشدیم.
دومین ایراد مهمی که میشود برشمرد حضور کسانی بود که قرار بود برای انجمن ها تصمیم گیری کنند ولی کوچکترین شناختی نه تنها به انجمن ها که شاید به فروم های اینترنتی نیز نداشتند.بطوری که در زمانی نزدیک به یک ماه بسیاری از این دوستان با حضور در موسسه و بخصوص با کمک خانم احمدی سعی میکردند تا درک خود را نسبت به انجمن ها و اهداف و کارهای آن بالا ببرند.
از طرفی حالا که قرار شده بود دوستانی بیایند و تصمیم گیری کنند( که یکی از موضع های تصمیم گیری ایشان انجمن ها بود) همان موقع به مسئولین پیشنهاد کردم چرا از دوستان انجمن ها و کاربران و مدیران فعال در این زمینه استفاده نکنیم!؟ چون هم آن موقع و هم الآن هستند دوستانی که بسیار توانا هستند ... این نکته نیز با این پاسخ روبرو شد که دبیر سایت خود آدم های خود رو می آورد! خب از نظر مدیریتی پاسخی جالب نبود چون کسانی که بر سیستمی مثل تبیان و انجمن ها مدیریت میکردند نمی بایست تا این حد در انتخاب افراد همکار بی خیال باشند که هر کسی آمد ، آمد ولی آقای روحانی آورده باشد!!!(البته جلوتر خواهم گفت که این سیاست متأسفانه در تبیان و در قسمت های مختلف آن بسیار زیاد نمود دارد!)در اینجا نیز نتوانستیم حتی یک نفر از کاربرانی را که مدت ها بخوبی زحمت کشیده بودند و تلاش کرده بودند به جمع مدیریتی انجمن ها اضافه کنیم.
تا اینجای کار اوضاع را اینگونه جمع بندی میکنم که در دوران برزخی که نه آقای محمدی حضور فعالی در اداره کارها داشتند و نه آقای روحانی، بنده و منشی انجمن نیز مجبور بودیم امور روزمره انجمن ها را سروسامان دهیم و البته دوران تهیه گزارشات آخر کار آقای محمدی هم بود و به شدت مشغول تهیه گزارش بودیم.
گزارشی حود۴۰۰صفحه که حاصل کار جناب آقای محمدی و سرکار خانم احمدی و بنده بود که با تهیه و ارائه آن که بسیار کار سختی بود، حضور آقای محمدی در انجمن ها رسماً به پایان رسید.
با عدم حضور ایشان، سایه ای از جضور آقای روحانی بر سر انجمن ها احساس میشد که البته ایشان نیآمده درخواست هایی از دوکارشناس انجمن ها داشتند که بسیار عجیب بود!!!
پاسخ به کامنت ها(2)
بنده مطلبی رو در بیان نقاط نا مثبت یکی از جلسات زده بودم ، دوستانی که متن زیر را خواهند خواند خواهشمندم پیش از مطالعه نظرات و پاسخ های بنده یک بار حداقل آن متن را بخوانند.
نکته دوم هم اینکه بنده به هیچ وجه با روندی که در این کامنت ها در رد و بدل شدن جواب ها بین برخی بچه ها انجام شده راضی نیستم و نمیخوام هیچ وقت مشکلی وجود داشته باشه یا این چنین بحث هایی پیش بیاد
و اما پاسخ ها :
سلام
در مورد این قسمت :
((خانم گل با این که میخواهند بعنوان
جانشین دبیر سیستم فعالیت کنند اما در جلسه
بسیار ساکت و کم حرف بود.))
باید عرض کنم اولا به عمل کار برآيد به
سخنراني نيست ,بنده هر جا که لازم باشه در
بحث شرکت میکنم و نظرم رو اعلام میکنم
ثانیا بعضی وقتها ترجیح میدم سکوت کنم
چون میبینم دوستانی که بسیار علاقمند به
اظهار نظر در همه زمینه ها و علمی کردن
طرحهاشون (حتی بعضی وقتها بدون در نظر گرفتن
نظر دیگران) در جلسه حضور دارند
ثالثا ممکنه من در جلسه ساکت و کم حرف
بوده باشم ولی دوستان میدونند که وقتی بحث
عمل پیش میاد بنده به هیچ وجه اینطور
نیستم.
چه خوب بود بیشتر نکات مثبت رو میدیدم تا
حس منفی رو به بقیه منتقل نکنیم
کاش با بزرگ کردن خطاها باعث تضعیف روحیه
جمع نمیشدیم
خدمت سرکار خانم گل عرض میکنم که :
۱-بنده نکته ای رو خدمتتون گفتم ( در میان بحث بودن و صحبت کردن) که برای مسئولیت دبیری سیستم بسیار نیاز است .چرا که بهرحال داشتن روابط عمومی و بخصوص توانایی اداره کردن جلسات شاید کار خیلی زیادی نباشد که یک دبیر سیستم باید بکند.بهرحال نظر بنده در اینجا به نوعی توصیه بود چرا که ما در برسا خیلی از چیزها رو داریم با هم یاد میگیریم که یکیش هم میتونه همین مسئله برای شما باشه که امیدوارم نظر بنده رو به گونه ای دیگر تعبیر نکرده باشید .
۲-بنده نمیدونم در کجا بدون توجه به نظر بقیه حرف زدم یا سعی کردم با اونچیزی که علمی کردن حرف ها میخونیدش کرام رو جلو ببرم !! اما این لحن شما نشان از آن دارد که بجای تفکر به آنچه گفته ام بیشتر سعی کرده اید که فقط جوابی داده باشید .
۳-بنده خودم هم بخوبی میدانم که جنابعالی در موقع کار بسیار فعال هستید و اگر مطالبی راجع به صحبت گفته شد بازهم میگویم که بخاطر پستی است که در آن قرار گرفته اید.
۴-انتقاد یعنی بیان نکاتی که بهرحال مثبت نیستند از طرفی اگر با دیده ای شفاف نگاه کنید این مطالب برای هیچ کس تضعیف کننده نبوده و نخواهد بود در ضمن خودتون هم میدونین که نقاط ضعفی در اینجا بیان نشده و در تعجبم که چرا اگه گفتم بیشتر صحبت کنید این رو یه نقطه ضعف خودتون دونستید!!!!!
گاهی آدم هیچ چیز نگه بهتره!!
این هم نظر دبیر محترم سیستمه!! بنده هم پاسخم به شما همینه چون وافع ایکاش میخوندید بعدا نظر میدادید!
من واقعا بعضی وقتها از جبهه گیری هایی
که دوستان در مقابل انتقادها میکنن تعجب
میکنم !!!
دوستان ما واقعا میتونیم زیباتر و
محترمانه تر با همدیگه صحبت کنیم
انتقاد اصلا چیز بدی نیست باعث پیشرفت
میشه و منتقد کسیه که دلسوز ماست
اینو یادمون باشه
دوستان به زندگی مثبت نگاه کنید
خانم طباطبایی
از این نظرتون ممنونم و دیدیدم که یه نقد دلسوزانه چه جواب هایی داشت
راجع بیت المال!!
شیخ انصاری از بزرگان و علمای بنامی هستند که حتما تا کنون نام ایشان را شنیده اید.
از دوستی شنیدم ایشان در منزل خود پارچه ای برای انداختن روی رختخواب خانواده نداشته اند و همسر ایشان بارها از ایشان درخواست میکند که شما که هزاران تومان بعنوان وجوهات دستتان میآید چرا مبلغ اندکی برای این خرج کنار نمی گذارید.بالاخره این کار باعث میشود خانه شما مرتب تر باشد چون هر روز تعداد زیادی از افراد به خانه شما رفت و آمد می کنند.
شیخ قبول نمی کرد.
زن شیخ که هر ماه 5 تومان از شیخ می گرفت به فکر افتاد که از این ماه 4تومان راخرچ کرده و 1تومان را پس انداز کند تا بعد از چند ماه رواندازی برای رختخواب ها خریداری کند.
زن شیخ به همین روال چند ماه پول پس انداز کرد و بالاخره روزی رفت و روانداز را خرید.
ظهر که شیخ به خانه آمد با دیدن روانداز روی رختخواب ها سوال کرد که این روانداز از کجا آمده؟آیا پول قرض کرده ای؟
زن شیخ داستان را تعریف کرد و گفت هر ماه 4تومان را برای خرید ملزومات خانه صرف کردم و 1تومان پس انداز کردم.
شیخ انصاری،به زنش گفت :عجب ،پس با 4تومان نیز میتوان خرج خانه را درماه برآورده کرد.از این ماه 4تومان بیشتر به شما نمیدهم.
وگفته اند واقعا از آن ماه 4تومان پولی بود که شیخ از همه هزاران تومان پولی که بعنوان وجوهات و سهم امام و... به او می رسید در زندگی اش منظور کرد...
حالا با خواندن اینگونه داستان ها باید بگوییم یا شیخ انصاری ها نیستند و یا اینکه ما(بطور کلی شامل همه بخصوص مسئولین) الان باید توبه کرده و به زندگی واقعی با دقت در ذره ای از بیت المال برگردیم.
برای اینکه منظورم رو بخوبی از عنوانی که انتخاب کردم برسونم خواستم فقط این چند خط رو خوب بخونیم و میشه به بیان همین چند خط اکتفا کرد...
امام خمینی(ره) وقتی پیرامون زهد و تقوای علما خطاب به محمدرضا پهلوی بیاناتی عرض میکردند شیخ عبدالکریم حائری را شاهد مثالشان آورده و فرمودند:
«...آقا ما مفت خوریم؟مایی که مرحوم شیخ عبدالکریم حائری وقتی از دنیا می رود، همان شب آقازاده های ایشان شام ندارند،ما مفت خوریم؟ یا آنهایی که بانک های خارج را پر کرده اند و باز دست از مملکت بر نمی دارند،مفت خور هستند؟»(1)
هنگامی که در مورد این فرمایش امام، از فرزند بزرگوار ایشان شیخ مرتضی حائری سؤال میکنند ایشان تأکید میکند«بله چنین بود،هنگام وفات ایشان همه اثاثیه اش به 1500 تومان نمی رسید و نیز مبالغی مقروض بود و حاضر نبود بدهی های خود را از بیت المال بپردازد و هنگامی که طلبکاران از این موضوع آگاه شدند،همه طلب خود را به آن بزرگوار بخشیدند.»
هنگامی که چنین برخورد هایی از انسان هایی که شاید فقط درصد کمی ازموقوفاتی که مداوم در اختیارشان بود و وجوهاتی که به ایشان می رسید،بر میداشتند برای یک عمرشان کافی بود،را می بینیم بیش از پیش به بدکرداری تازه به دوران رسیده ها و افرادی که حتی تسلط بر فرزندان خود ندارند و بهترین نام زیبنده شان «آقازاده» است پی می بریم.
--------------------------------------------------------------------------------
(1)صحیفه نور،ج1،ص55
پاسخ به کامنت ها(1)
سلام جناب يغما
من بعد از خوندن اين پست دو تا سوال به ذهنم رسيد كه توي اين مطلب جواب قانع كننده اي براش پيدا نكردم :
1.چرا الان ديگه توي برسا كميته مديران نداريم ؟
2. چرا بعد از يه مدتي حضورتون توي برسا كمتر شده ؟
با تشكر
پاسخ بنده:
به نام خدا
سلام و ممنون که وقت گذاشتید و تاریخچه ای رو که نوشته بودم خوندید
قبل از پاسخ دقیق به سوالاتون این نکته رو عرض کنم که به مرور و با گفتن خاطرات بیشتر ممکنه جواب های دقیق تری هم برای هر سوالی دارید بگیرید پس جواب برخی سوال ها رو به ادامه مطالب موکول میکنم
اما سوالات شما
۱-ما در برسا دو دوره کمیته مدیران داشتیم یکی در ماه آذر تشکیل شد و تا اسفند ماه ادامه داشت که انتخابات این کمیته با حضور اکثریت دوستان در موسسه و با حضور آقای سالم و محمدی(دبیر سیستم) برگزار شد. دومین دوره در اسفند ماه بود که در جلسه ای که تعدادی از کاربران که دوست داشتند میان برخی مدیران واسطه رفع اختلاف بشن در پارک جمشیدیه برگزار کردند، انتخاباتی برگزار شد که تعدادی ازمدیران حاضر بودند اما خیلی ها هم نبودند و البته از پیش هم اعلان قبلی برای تشکیل کمبته نشده بود.بهرحال بدین گونه بود که دو کمیته انتخاب شدند.با حضور آقای روحانی مدتی کمیته دوم فعال بود که با رفتن یک نفشان از برسا ظاهرا بقیه شان هم تمایلی برای ادامه کار نداشتند (بطوریکه از آن دوستان کسی هم اکنون در برسا فعال نیست) لذا کمیته با خواست خود ایشان منحل شد.بعد از آن دیگر کمیته مدیران تشکیل نشد که به هرحال وظیفه زمان بندی و اعلام کار کمیته مدیران به عهده مسئولین انجمن در موسسه هست (البته اگر مدیران هم بخواهند میتوانند این مسئله را از موسسه مطالبه کنند)که تا کنون کمیته ای تشکیل نشده دیگر اینکه چه ضرورتی برای کار کمیته هست و یا اینکه چه اختیاراتی کمیته دارد در اساسنامه موجود است.
۲-سوال شما جالب بود.در پاسخ بیان میکنم که چند دلیل برای سوالتان میتوان گفت:
*متأسفانه دوستانی که مدیریت کارها رو برعهده دارند علاقه خاصی به حضور بنده و اقشاری مثل بنده که شاید بیشتر اهل صحبت و نقد هستند ندارند
*از طرفی ندانستن این موضوع که از هر کسی تا چه اندازه ای باید توقع داشت بحث دوم است .متأسفانه برای کارهای انجمن، حتی کوچک ترین توجه به توانایی افراد نشده و اینگونه تصور می شود که همه افراد باید همه کارها را باهم انجام دهند که این بسیار اشتباه ست.چه اینکه شاید بنده تزیین کننده خوبی نباشم اما برنامه ریز خوبی چرا!
*جوی که دوستان برای ما در بین خوشان ایجاد می کنند نیز مزید برعلت است و صحبت هایی که متأسفانه عرصه مدیریت بر فضای فرهنگی (که اگر جز برای تأثیر گذاری واقعی بر فرهنگ کشور ایجاد شده باشد ، کاری عبث است٬ )تبدیل به جلسه خصوصی حرف های بی جهت و اشتباه درباره دیگران شده است.
*درگیریهای کاری بنده بسیار زیاد بوده ولذا در حدی که باید برای انجمن وقت بگذارم، سعی کرده ام که بگذارم و گذاشته ام (بطور مثال در جریان برگزاری همایش از بنده خواستند در تهیه و آماده ساری پک ها حاضر باشم که آمدم، با این وجود حتی در گزارش آن روز مشاهده کردم که ظاهرا بنده آن روز ر انجمن نبوده ام!!!!)اما همین که شما را بعدا بخاطر کاری که میتوانستی بکنی و حق انجام کار را به شما نداده اند! توبیخ میکنند بسیار جالب است.
*دوستان عزیز و نزدیک ترین افراد به بنده مدت هاست که مشفقانه بنده را به ترک انجمن ها به دلایلی مثل کوچکی فضای کار و ... توصیه کرده اند.بنده برای هدفم با وجود توصیه ایشان هنوز در انجمن ها هستم اما ظاهرا فضای کار ها بگونه ای است که ماندن بیش تر چندان وثر نیست و آنچیزی که ما در شروع کار انجمن ها برای آن ترسیم کرده ام هم اکنون توسط دوستانی که از آن ها خبر ندارند بگونه ای دیگر ترسیم شده است.
باتشکر

