جواب شوق پرواز
یکی دیگه از مدیران محترم که من رو به یاد اولین روزهای آشناییم با برسا می اندازن و اون اوائل از مشوقان من برای موندن و فعال تر شدن بودن ( شاید به صورت غیرمستقیم )
سوال: چرا کم پیدایین ؟
و در کل چرا ؟^
و اما پاسخی مجمل:
1- بنده تا زمانی که در برسا باشم مشوق دوستان فعال خواهم بود !
2-کم پیدایی ملاک نیست کم فعالیتی بده، هرچند زیاد نمیتونم آن باشم اما سعی میکنم کمک فکری به انجمن بدم .
3-سوال آخرتون یه کمی جالب بود چون جوابش اینکه چونکه زیرا!!!!
(میدونم یه تعدادی از برسایی ها حالا حالاها نخواهند فهمید که باید بپرسند!همون دردی که هنوز هم یک نفر این کار رو نکرده، شما هم بپرسید چرا تا بازهم بگویم چونکه زیرا!!)
یک سالگی برسا
یک سالگی های برسا
برسا دارد یک ساله می شود هر چند که انجمن ها مدتی پیش یکساله شدند.
یک ماه پیش بود که خدمت خانم احمدی رسیدم و از ایشام درخواست کردم در مورد یک سالگی برسا برنامه هایی ریخته شود که مهمترین آن ها بازخور فعالیت های انجمن ها در سال گذشته از بررسی همه جانبه گرفته تا برنامه ریزی مجدد، از رفع مشکلات گرفته تا ایجاد فضاهای بهتر برای فعالیت بهینه تر و دیگر موضوعات بود که بهرحال فعلا نتیجه مشخصی در دست نیست (البته کماکان گاه گاهی در این مورد ارتباطی با ایشان دارم) هر چند که امیدوارم به جدّ این برنامه و حرف ها به نتیجه برسد اما دوستان گرامی ؛ از قبیل آنان که از ابتدا و ابتدای ابتداها بودند مثل آقای محمدی و رضا آنلاین و آقای ابراهیمی و خانم آقاجانی و خانم احمدی و خانم توسلیان و ... و آنهایی که کمی بعدتر به جمع برسایی ها پیوستند مثل آقای نورانیان و خانم سعیدی و ... و حتی کسانی که بعدتر آمدند (به طور مشخص بعد از نمایشگاه قرآن) مثل آقای جنگروی و خانم متقی و ... و دوستان بعدتر ما که تعدادشان به مراتب بیش از این هاست که نام برده شوند، همه و همه باید کارنامه ای را که برسا دارد نمره دهیم.
من فکر میکنم و اعتقاد دارم برسا برای تبیان نیست ! برای ما و شماست که اتفاقا سهم ما و شما نه به اندازه مدت فعالیت مان یا مقدار فعالیت که به میزان آن جیزی است که ما در برسا به دنبال آنیم .(چه بسا کسی باشد که در دو روز سهمی از برسا و انجمن داشته باشد که کسی مثل بنده که از ابتدا بودم بسیار کمتر از آن در مورد برسا احساس سهم و به تبع آن احساس مسئولیت کنم) .
یک سالگی انجمن رسیده است و حتی گذشته است و یکسالگی برسا درست با ماه مبارک می رسد .
1- سال گذشته همین روزها آقای محمدی در فکر حضور انجمن ها در نمایشگاه قرآن بودند و برنامه هایی ترتیب دادند و دوستانی شرکت کردند. اما امسال دیگر تمام دوستانی که همان سهامداران برسا هستید لازمست برنامه ریزی کنید که البته سرکار خانم احمدی هم ان شاءالله ما را همراهی خواهند کرد و کمک.
2- اینکه در مدت یک سال برسا چه روزهایی را پشت سر گذاشته است تفاوتی نمی کند مهم اینست که از این به بعد ماهایی که مانده ایم چه کار میخواهیم بکنیم .بعضی از«ما»ی بزرگ برسا تبدیل به «من» شدند و رفتند، برخی مشغله کاری و برخی هم کمتر می آیند ولی جاهایی که نیاز باشد همکاری میکنند و عده خوبی هم که فعالین هستند.مهم اینست که عده ای که فعالین هستند و هنوز سر میزنند به برسا چه چشم انداز و منظری پیش رویشان کشینده اند و هر روز با ورود به برسا آن را مرور کرده و سعی در بهتر رسیدن به آن منظره زیبا دارند.
3- حضور در نمایشگاه ها و همایش های عمومی یکی از فعالیت های انجمن در سال گذشته بوده است .بی شک امسال نیز با نزدیک شدن به ماه مبارک درخواست موسسه برای حضور انجمن ها اعلام خواهد شد (چه این پیش بینی درست ازکار درآید و چه نه!) آنچه مهم است اینکه بررسی کنیم که چه دستآوردی از نمایشگاه و همایشهای قبلی داشته ایم و چه نداشته ایم.در این مورد هم قبلا با خانم احمدی صحبت هایی شده است امیدوارم یادآوری مجدد هم سودبخش باشد.
4- هیچ شخصی بین تمام دوستان انجمن از سر بطالت وقتش را برای انجمن نخواهد گذراند.در دورانی که بنده در کمیته مدیران بودم و نیز دورانی که در موسسه تصمیم گیری مستقیم برنامه های انجمن را با دیگر مسئولین کار می کردیم یکی از دغدغه ها همیشه این بود که چگونه باید با این حضور دوستان برخورد کرد.مشوقانه؟بی تفاوت؟با پول؟پول تلفن؟امتیاز ؟و ...
بهرحال موضوع صحبت بنده در اینجا چگونگی برخورد با این مسئله نیست بل اینست که حال که بچه ها مدام خود را مقید به حضور می دانند لازمست تا برای بهتر شدن و هدایت شده تر برخورد کردن با مسائل انجمن بررسی دوباره ای از گذشته و ایجاد برنامه ای برای آینده اقدام شود.
5- به نظر نگارنده در میان سه دسته کاربران، مدیران ، و خود برسا هرگاه یکی از این سه دسته نادیده انگاشته شده است مشکلاتی بس بزرگ را برای انجمن به بار آورده است .(هر چند الان قصد آن را ندارم که در مورد فعالیت های گذشته نظر دهم و اگر نظراتم برای مسئولین امر مهم باشد روزی بطور مجزا خواهم گفت) بهرحال بدون یک هدف عینی به پیش رفتن چیزی برایمان می تواند در بر نداشته باشد جز تجربه مجدد اشتباهات قبل.
6- و سرانجام ضمن تبریک دوباره یکسالگی برسا، از همه دوستان و کاربران می خواهم نظرشان را در همه موارد اعلام کنند.
نقد صوفی نه همه صافی و بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
برای امام صدر
سلام بر امام مجاهد مسلمانان لبنان،درود خدا بر رهبر جاوید نام و پاینده ی جنبش امل، که در رهبری یگانه خود ملتی مجاهد در سرزمین زیبای لبنان به یادگار گذاشت .
امام صدر پیش از آنکه لبنانی شود ایرانی بوده و است و بیش از آنکه روح مجاهدت و ستیز با ستمگر در هر لباسی را در لبنان آموخته باشد شاگرد کسی بود که خدای مقاومت بود.خمینی عزیز که بیشترین اثر را چه در روح او و چه در عملش نهاد.
امام صدر اندیشمندی بی نظیر بود که نگاشته های او امروز در دسترس جویندگان معارف ناب می باشد .معارفی که نتیجه تراوشات بلند و مزین ذهن وسیع و روشن اندیش او بود.
نوع نگاه او به هر مسئله ای بخصوص مسائل دینی زاویه ای جدید داشت که جز کسانی که آثارش را خوانده باشند نمی توانند این نگاه را در ک کنند.بینشی مبتنی بر عقل در نگاشتن و درنظر گرفتن اندیشه برای مخاطب.*
امام صدر در تنگنای درگیری های سخت و قومی لبنان رهبری مدهبی در آن دیار بود که در حقیقت نماینده ای از اسلام اصیل بواسطه حضرت روح الله در سرزمین مقاومت،لبنان، بود.
آنچه امروز بسیار مهم است و آثار او را در درجه دوم اهمیت برای سایر مسلمانان قرار داده است سرنوشت اوست که چگونه در روزی معمولی شاید مانند همه روزهای خدا دیگر او را در میان مجاهدین ندیدیم.
چه اینکه نبودن او نقشه شوم آمریکای جهانخوار!، یا اسرائیل متجاوز باشد نمی توان از نقش کلیدی خائنینی چون معمرقذافی در این مورد غافل شد.او و کسانی که همچون او کشور بزرگ لیبی را به ذلت کشانیده اند امروزه باید پاسخگوی آن باشند که امام صدر ، بزرگ مرد مقاومی که هیچ هراسی نه از زندان لیبی که از هیچ متجاوزی نداشت ، را به چه سرنوشتی مبتلا کردند.
ذهن هر مسلمان آگاهی امروزه پر از سوالاتی از این دست است که اگر کشوری به ظاهر اسلامی(لیبی) چنین اندیشمند بزرگی را از میان برداشته باشد دیگر چه جای نشستنی که باید به پا خواست و اسلامی نو را (همان چیزی را که امام به دنبالش بود) عرضه کرد تا بلکه هر ملتی بواسطه معیارهای جدیدتری که اتفاقا نه مقابل بلکه مکمل معیارهای پیشین یک مسلمان است،دولت های خود را عوض کنند.
هر چند که تا وقتی امثال حسین اردنی در جهان داعیه کشوری اسلامی داشته باشند دیگر چه جای اندیشه که مفهوم دولت اسلامی را باید شفاف تر نمود تا دیگر هر دولتی نتواند خود را داعیه دار دولت اسلامی بداند.
و کوتاه سخن آنکه انتظاری که از ممالک اسلامی چون ایران عزیز و دولت کریمه آن می رود اینست که سعی شود با برنامه هایی دقیق و حقوقی در مقابل کشورهای مسئول عرض دعوا شود تا نه تنها امام موسی صدر (چه جسم بی روح بلندش که سرشار از نور معرفت بود و چه وجود کاملا جسمانی سالم او ) به میان مان بازگردد.

