ببخشید یه کمی بیت خاطره نوشتن ها فاصله افتاده ،ایشالا در این هفته پربار تر خواهیم بود و بیشتر خواهیم نوشت ...
خاطره زیاده که ظاهرش واقعیاته اما آیا همیشه واقعیات همان حقایقه؟!!
برنامه انجمن ها، برندگان بزرگ مسابقه غرفه روانشناسی !
مطابق آن چه که با تصمیم گیری همه مدیران انجام شد، بنا بر این شد که هر انجمنی مطابق برنامه زیر و با مسئولیت افراد زیر در نمایشگاه قرآن غرفه دار باشند:
|
«برنامه حضور انجمن ها در نمایشگاه قرآن» | ||||
|
مسئول غرفه |
انجمن |
ماه رمضان |
روز |
تاریخ |
|
خانم توسلیان |
روانشناسی |
9 |
پنجشنبه |
1384/07/21 |
|
سعیدی پور |
علم و فنآوری |
10 |
جمعه |
1384/07/22 |
|
سیدحمید هاشمی |
دانش آموزی |
13 |
دوشنبه |
1384/07/25 |
|
مجید کهنمویی |
کارآفرینی |
15 |
چهارشنبه |
1384/07/27 |
|
محمد ابراهیمی |
کامپیوتر و اینترنت |
16 |
پنجشنبه |
1384/07/28 |
|
خانم آقاجانی |
زنان |
17 |
جمعه |
1384/07/29 |
|
آقای هاشمی |
معارف و قرآن |
18 |
شنبه |
1384/07/30 |
|
محسن عصاری |
ورزش |
20 |
دوشنبه |
1384/08/02 |
|
سید حمید هاشمی |
دانش آموزی و آموزش |
21 |
سه شنبه |
1384/08/03 |
|
محسن عصاری |
ورزش |
22 |
چهارشنبه |
1384/08/04 |
|
حامد احمدی نیا |
تجارت و بازرگانی |
23 |
پنجشنبه |
1384/08/05 |
|
مانی نقاش |
همصدا |
24 |
جمعه |
1384/08/06 |
|
خانم شکیب رخ |
دفاع مقدس |
25 |
شنبه |
1384/08/07 |
|
محمد صادق محمدی |
سیاسی |
26 |
یکشنبه |
1384/08/08 |
|
سید حمید هاشمی |
معارف اسلامی |
27 |
دوشنبه |
1384/08/09 |
|
حامد احمدی نیا |
کارآفرینی و تجارت |
28 |
سه شنبه |
1384/08/10 |
|
مسعود داموس |
فیلم و سینما |
29 |
چهارشنبه |
1384/08/11 |
|
مهدی سالم |
عمومی |
30 |
پنجشنبه |
1384/08/12 |
بالاخره روز موعود که اولین روز غرفه داری انجمن ها بود داشت می رسید و انجمن روانشناسی اولین انجمنی بود که این مسئله را تجربه می کرد .البته سایر مدیران هم علاقه مند بودند که چگونگی انجام کار رو شاهد باشند و بهمین دلیل اونروز من رفتم نمایشگاه و اتفاقاً چند نفر از بچه ها رو دیدم.
شاید بتونم از اونروز این رو بگم که ناهماهنگی بین مسئولین تبیان در غرفه و مدیر و اعضای انجمن روانشناسی بزرگترین مشکل پیش آمده بود.چرا که بهرحال اولین تجربه چنین همکاری بود و یه کمی مشکلاتش زیاد!
بهرحال اونروز وقتی باتفاق دوستم آقای قوی البنیه راهی نمایشگاه شدیم از غرفه اینجمن روانشناسی تونستیم یک جایزه هم ببریم که البته جایزه اش دوسه ماه بعد بهمون اهدا شد ... جریان مسابقه هم از این قرار بود که یک تصویر در اونجا به نمایش گذاشته شده بود و بیان شده بود که این تصویر مربوط به یکی از آیات سوره حجر است.پیدا کردن اون آیه کار بسیار سختی بود بطوری که بنده و دوستم چند بار با استفاده ار کامپیوتر های چند تا غرفه نمایشگاه(که البته همه بخاطر نمایشگاه قرآن ،متن قرآن بهمراه ترجمه های مختلف رو داشتند)سعی کردیم به جواب برسیم که نشد که نشد!
اما یه لحظه دوستم بخاطر آورد که این تصویر رو در منزل یکی از دوستان دیده و زیرش آیه نوشته شده!
بهرحال یک تماس تلفنی کافی بود تا شماره آیه گیر بیاد و تقدیم مسئولین بشه اینگونه فقط ما دونفر برنده شدیم.
مصلی؛معراج قلب من!
وقتی قرار بر این شد که نمایشگاه در مصلی برگزار شود شاید اولین حالتی که به من دست داد نوعی احساس معنوی بود که حاکی بود از حضور در منزل کسی که سال ها با او دوست بودم و اینک مرا به خوان کرمش خوانده بود.
نمیدانم چه حس زیبایی بود اما از همان لحظه اول ورود به مصلی دنبال چیزی می گشتم شاید دنبال آن صندوق شیشه ای که روزی بدن زیبای صاحبخانه را در آن دیده بودم ...
نمی دانم بهرحال هر لحظه حضور در آنجا برایم بسیار زیبا بود و در همان جلسه اول و بخصوص در میان کار که برخی مشکلات ایجاد شد به سایر دوستان نیز گفتم که اینجا مکانی است بیش از تصور ما پاک! و هر چه از او می خواهیم در این ایام اعتکاف در حرم یار و در مصلی بهترین فرصت است.
خدایا!
تو را بسیار سپاسگزارم که قدوم ناپاک مرا به جایی باز کردی که روزگاری نگاه به آن اشک از دیدگانم جاری می ساخت و امروز حضور در آن مرا بیش از پیش مدهوش نمود.پ
الها!
خداکند که با اعمال ، نگاه و حرف ها،افکار و گفته های خودم در آن مدت ، کفران این نعمت بی حد زیبا را نکرده باشم.
به لطف و کرمت
تعریف من از عشق:
عشق آن چیزی نیست که عاشق بدان افتخار کند
عشقی رنجی است که معشوق می برد تا عاشق خام را پخته کند تا او را از خواب غفلت بیدار کند و بسیار رنج می کشد و سپس او را به خواب نادیدن معشوق می برد ...
شمس الحق تبریزی.....بیداری و شب خیزی
نکته:
در عشق هیچ شکستی نیست و اگر هم فرض کنیم که باشد این معشوق است که شکست می خورد
عاشق شکستی ندارد
عاشق اگر چیزی داشته است تقدیم معشوقش کرده است و اگر از او چیزی باقی مانده باشد لیاقت همدمی معشوق را نخواهد داشت
اگر عاشق،عاشق باشد می گوید:
جان من فدای کسی که یک نفسش را به تمام عمر همه عالمیان نمی دهم
یامولا
به دوستای کنکوری!
امروز حمعه است ...
کم کم به روزهای کنکور نزدیک میشیم ...
من که به شاگردام میگم زیاد استرس نداشته باشند بالاخره اگه اعتقاد داشته باشیم که الخیر فی ما وقع هر چی که بشه به نفعمونه!
دوستای کنکوری !
با اعتماد و توکل به خدا ایشالا هفته بعد این موقع راضی باشید از نتیجه تون!
جلسه توجیهی و ناهماهنگی غرفه
با ارسال ایمیل به دوستانی که نهایتاً برای حضور اعلام آمادگی کرده بودند قرار شد تا رد روز دوشنبه ساعت 11 صبح در نمایشگاه جلسه توجیهی داشته باشیم .
البته من که خودم حدود 11:30رسیدم اما مدیر انجمن آموزش زودتر آمده بود اما بخاطر عدم آمادگی غرفه و از اون مهمتر برخورد نامناسب کارکنان موسسه در اونجا سرگردان بود و بهمین خاطر ظاهراً بعضی از دوستان آمده بودند و معطل هم شده بودند و نمیدونستند ما کجا هستیم .
بهرحال جلسه با حضور چند تن از خانم ها برگزار شد و در آن نسبت به روزهای برگزاری نمایشگاه و کارهایی که میتونیم بکنیم بحث شد.
ازموارد بسیار جالب این بود که علیرغم این که این جلسه در روز دوم برگزاری نمایشگاه بود ولی مسئولان محترم هنوز غرفه ها را راه اندازی نکرده بودند و وقتی ما اونجا بودیم تازه داشتن آماده می کردند و همین بی نظمی استرس در ما بوجود آوزد چون اگه با همین سرعت پیش می رفتند ماه رمضون سال آینده غرفه کامل می شد!
جلسه با محمدی برای ایمیل زدن به همه
از طرف موسسه اعلام شد که برای برگزاری برنامه هر انجمن در ایام نمایشگاه نیاز هست که سه نفر از هر انجمن همکاری کنن.
ما هم که تازه اول راه بودیم و زیاد کسی رو نمیشناختیم درمجموع از تبیانی ها 5نفر رو هم نیمشناختم!
متنی رو آماده کردم و از آقای محمدی درخواست کردم این متن رو برای همه اعضای انجمن بفرستن که ایشون زحمت رو کشیدن.
در متن آورده بودم که برای برگزاری نمایشگاه نیاز هست تا دوستانی که علاقه دارند بیان و همکاری کنن که البته حدود 20 نفر اعلام آمادگی کردند.هر چند خیلی از اون ها به همین واسطه حضورشون در انجمن ها شروع و پررنگ شد و امروز دیگه هیچ کاری به انجمن معارف ندارن!
بهرحال از دوستان آقایان مفتاح،علیخانی ،احمدی و ... و از خانم ها ،خانم متقی(پیکسل) عربزاده و دوستانشون و مطهری و آشتیانی و ... اعلام آمادگی کردند.
که البته با توجه به فرصتی که دوستان اعلام کردند برنامه ریزی کردیم تا در روزهای انجمنهای دانش آموزی و معارف از همکاری ایشان بهره ببریم.
پس از اون هم بار دیگه از آقای محمدی درخواست کردم برای همه اعضا ایمیل بزنن و دعوت کنن بچه ها رو برای حضور در روزهای انجمن در نمایشگاه قرآن و بازدید از غرفه انجمن ها(غرفه ای که شاید هیچ وقت دیگه نمونه اش دیده نشه)!

