تبليغاتX
واقعیت های یک انجمن اینترنتی

برساهای جدید

اتفاق جالبی درحال رخ دادنه!

برسا که روزگاری یکی بود و یکی! و بعدتر تبیان آن را به مباحثه تغییر نام داد، امروز زایشی جالب پیدا کرده و بعد از چندسال دوفروم خوب برسا ایجاد شده که اگرچه در نگاه اول اینگونه متشتت بودن خوب نیست ولی همین که برسا هست خوبه

آدرساشون:

www.barsamoon.com

forum.barsaa.com


پ.ن: اگه صادق محمدی(مسئول وقت انجمنهای تبیان)میدونست که نامی که برای انجمن ها برگزیده بود چگونه امروز مورد علاقه اینهمه مخاطب قرار گرفته است حتما خوشحال و شاد میشد!!!

نوشته شده توسط یغما |  لینک ثابت   • 

بدقولی تبیانی ها

باسلام 

دوسه ماه پیش سرکار خانم حسینی معاون محترم امورکاربران تبیان که الحق پرکارترین و شاید دائمی ترین مدیر تبیان باشند، در ارتباطی که بابنده داشتند خواستار اجرای پروژه ای در تبیان شدند که برای این مسئله 3-4جلسه با مسئول انجمن های تبیان برگزار کردیم

در اثنای مباحث هم خانم حسینی پیشنهاد برگشت و مدیریت انجمن تجارت رو مطرح کردند که نپذیرفتم (هم به دلیل فرصت کم و هم نیاز به شناخت بهتر از وضعیت موجود انجمن )

اما به طرز عجیبی پس از جلسه آخر یکی دوهفته هیچ خبری از دوستان نشد !!! تا اینکه درتماسی اعلام کردند به دلایلی پروژه کنسل شده و ان شاءالله درجایی بجز انجمن ها فرصت بهره مندی بیشتر خواهد بود

جای سوالات زیر وجوددارد:

1- اگر مشکلی بود چرا اعلام نکردید؟! و چرا اینقدر دیر؟!

2- کدام حرف از کدام انسان بزرگوار (که امیدوارم صادق هم باشد) باعث خلف وعده شما آنهم اینچنین تند گردید؟(هرچند که حدسم به آن فرد تقریبا کامل است)

3-آیا فکر میکنید این رویه ، رویه ای خوب است؟ قابل انجام است؟

پ.ن:

علت درج این مطالب گذشت جندماه از آن داستان و عدم پاسخگویی دوستانم در موسسه بود


حدیثی رو که خانم آقاجانی همون زمان ها فرستاده بودند امروز دیدم بد نیست اینجا نوشته شود:

به تو خیانت می کنند،تو مکن!تو را تکذیب می کنندآرام باش!:تو را می ستایند،فریب مخور!تو را نکوهش می کنند،شکوه مکن!مردم شهر از تو بد می گویند،اندوهگین مشو!همه مردم تو را نیک می خوانند،مسرور مباش!آن گاه از ما خواهی بود  باقر آل محمد علیه السلام

89/10/2


نوشته شده توسط یغما |  لینک ثابت   • 

اخیراً 2تن از دوستان سابق برسایی در صحبت های اتفاقی که رخ داد، بطور جدا ولی همسخن بیان کردند که چرا «چرا»هایت را زودتر نپرسیدی! تا پاسخی درخور بیاوریم !

اگرچه پاسخ اولی بهرحال آنچه از او در دل داشتم را کاملا پاک کرد و دومی نیز به عذرخواهی کفایت کرد اما خدمت سایر دوستانی که فکر میکنند باید چرایی بگویم تا جوابی آورتد عارضم منتظر نباشند!!!! درصورتی که احساس می کنند اشتباهی کرده اند یا حتی اندک حقی را پایمال نموده اند خودشان بفرمایند و توضبح یا حتی توجیحات لازمه را بیان نمایند!

89/9/30

نوشته شده توسط یغما |  لینک ثابت   • 

گذشت...

مدت ها گذشت و گذشت...

هنوزم خیلی از خاطرات دوستان و روزهای با دوستان زنده است...

یاد خیلی هاشون بخیر؛ حامد، مرتضی ، رضا، صادق و خواهرانی که برخی شان هنوز هم در خاطرم زنده هستند.

راستی آمدم تا در این جا گفته باشم:

من از هر کسی که نسبت به من هرگونه ناروایی را روا داشت، گذشتم حتی ی یا ن و...

امیدوارم هر کسی هم که من بدی به او کرده ام مرا ببخشد.

---

۱۴/۱۰/۸۸

سیدحمیدهاشمی

نوشته شده توسط یغما |  لینک ثابت   • 

بعداز چهارســال...

چهارســال گذشت...

خاطرات این وبلاگ رنگ چهارساله گرفته و شاید جز برای معدوی از حاضرین در برسای آن روز و انجمن های تبیان امروز، کسی دیگر از آن استفاده نکنه و خاطراتی رو زنده نکنه...

امسال بعد از چهارســـال باز هم به نمایشگاه قرآن رفتیم... در مطلب مصلی معراج قلب من احساسم رو نسبت به مصلی افشا کردم و امسال در همان مصلی بودیم!--۳۰ روز! ۳۰روزی که همه اش کار بود و به ظاهر خستگی...

کار خدا این بود که بعد از آن۴سال ، و خاطرات تلخ و تلخ و تلخ و البته شیرینش، امسال کمی یاری دهنده برنامه ریزان و مجریان نمایشگاه قرآن باشیم و بهتر آن که در خدمت قرآن زندگی سی روزه ای را بیشتر تجربه کنیم

راستی امسال برای اولین بار نمایشگاه قرآن صاحب یک وب سایت کامل و جامع شد: سایت نمایشگاه!

که از همه دوستانی که درمدیریت این وب سایت نیز کمک نمودند قدردانی میکنم بخصوص از دودوست تبیانی: سیدمحمدمیرحسینی و خانم قدیانی.

نوشته شده توسط یغما |  لینک ثابت   •